در گذشته کتابخانه های مختلف بر مبنای وظایف و خدمت رسانی که داشتند تعریف می شدند. کتابخانه عمومی، دانشگاهی، تخصصی، کودکان و ...
اما آنچه الان شاهدش هستیم تداخل وظیفه (سهوا یا عمدا) بین کتابخانه هاست. بماند که در کشور ما کتابخانه های دانشگاهی (جدا از دانشگاه های اسم و رسم دار)چندان پر مغز؟!؟ نیستند یا شاید تعداد کتابخانه های تخصصی در کشور چندان چشمگیر نباشه و اصولا اهمیتی هم نداشته باشند، ولی کتابخانه عمومی و کودکان که زیاد داریم؛
واقعا توانایی تفکیک وظایف این دو کتابخانه رو نداریم؟؟
درسته که کتابخانه های عمومی هم باید بخش کودک داشته باشند (البته با کتابدار تخصصی کودک) و خدمات کودک هم بخشی از تعریف وظایف عمومی کتابخانه می باشد اما اینکه تمام وقت، انرژی و سرمایه کتابخانه به کودکان تعلق بگیره به هیچ عنوان اصولی نیست. محتمل ترین دلیل برای این روند خدمت رسانی رو میشه اینطور بیان کرد: از اونجایی که جذب جوانان و مخاطب بزرگسال کار دشواریست و نیاز به علم و تخصص کتابداری و از همه مهمتر منابع غنی و پرمخاطب داره، نهاد کتابخانه ها و به دنبال آن کتابداران با دعوت از دانش آموزان مدارس هم تعداد بازدید از کتابخانه ها را افزایش می دهند هم خودشون رو جزو فعالان فرهنگی جا می زنن. با این وجود اگه بازدید دانش آموزان مقطعی نبود و کمبود منابع و نیروی انسانی در کتابخانه ها وجود نداشت و قشر کودک و نوجوان واقعا جذب کتابخانه و کتابخوانی می شدند ملالی نبود،ولی مشکل اینجاست که نتیجه این فعالیت ها کوتاه مدت بوده و به جز تبلیغ پشت پرده دیگری هم نداره.
شکی نیست جذب و حفظ ارتباط قشر جوان و بزرگسال با کتابخانه کار دشواریست و با امکانات و منابع کتابخانه ارتباط مستقیم داره که به این لحاظ بسیار ضعیف هستیم ولی با این حال راه های بهتری هم غیر از عقب نشینی و پناه بردن به کودکان هست که البته بنده هیچ ادعایی ندارم؟!؟
پ.ن. پختن و پخش آش نذری در کتابخانه به عنوان یکی از راه های افزایش مخاطب توسط برخی کتابداران استفاده شده (شخصا دیدم) که به دلیل دیر هضم بودن از اظهار نظر در این مورد خودداری می کنم.
نه به فرهنگ...
ما را در سایت نه به فرهنگ دنبال میکنید
برچسب: کتابخانه, نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 6:11